تبليغاتX
شهره شهر چشامی
عاشقانه
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385

تعداد بازديدها:
...

[IMG]http://i14.tinypic.com/4d4xy78.jpg[/IMG]

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


همه چیز به تو ختم میشود

هر کاری که  میکنم  به  خاطر توست

و  هر  چه  دارم  تو  به  من  داده ای

تمامی حرفهایت لبریز از عشق است

و  تنها   پناهگاه  من  آغوش  توست

تمامی  آرزوهایم   و  همه   چیز   در

گذشته   و   آینده ام   برای   توست

تمام آن چیز هایی که دوستشان دارم

     همه وهمه به تو ختم میشوند

         زیرا تو را دوست دارم...

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


دلم تنگه برات

گفتم که اسیر خنده هاتم چه کنم ؟

فریاد کشید از کنارم بگذر ...

بگذشتم و سالهاست هر لحظه به یادش هستم

دیوانه طرز خنده هایش هستم ...

تو رفتی و به یادت گریه کردم

به یاد خنده هایت گریه کردم

ندارم تکیه گاهی بی تو هرگز

به یاد شانه هایت گریه کردم

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


 

دل من شیشه ایه سنگتو بنداز عزیزم

نزار التماس کنم نزار برات اشک بریزم

دل من کاغذیه از عشق و شادی بنویس

نزار بارون بباره غم بکنه کاغذو خیس

دلمو دزدیدی دیگه دلی نیست توی دلم

دزدکم بدون تو پوچ و تهی و باطـــــلم

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


در بهاری زیبا، در غروبی غمگین، در سکوتی سنگین

بانوي تنهايي ها !

سالها پیش از این

در بهاری زیبا در غروبی غمگین در سکوتی سنگین

ما به هم بر خوردیم

تو برای دل من آن غروب غمگین آن سکوت سنگین

من برای دل تو آن بهار زیبا

تو هزاران فتنه در نگاهت خفته

من به دنبال نگاهت به بلا افتاده

روزها از پی هم

تو جدا از غم از گذرگاه زمان می گذری

تو سراپا شادی غرق در نغمه این آزادی فارغ از سلسله بند نگاهت بودی

دل بیچاره من , در بهاری زیبا , در غروبی غمگین , در سکوتی سنگین

بی خبر گشت اسیر

من در اندیشه ان فصل بهار در زمستانی سرد

 با دلی رفته ز دست زیر لب می گویم

کاش می شد به تو گفت :

تو تنها نفس شعر من , تو تنها امید دل نا امید من

کاش می شد به تو گفت :

 تو بمان , دور مشو از بر من , تو بمان تا نمیرد دل من.

حیف می دانم من

تو همانگونه که بود آمدنت

در بهاری زیبا , در غروبی غمگین , در سکوتی سنگین

دل مجنون مرا زیر پا می نهی و می گذری

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


دستهایم

برای آخرین بار
دست هایم را به سوی تو دراز می کنم
ولی
حسرت لمس دست هایت
به دل انگشتانم می ماند ...
گویی قرار نیست
نقطه تقاطعی داشته باشیم
مثل دو خط موازی !

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


فقط یک گام دیگر

فقط يك گام ديگر مانده تا پاي بلند دار

كمي آهسته تر شايد...نه محكم تر قدم بگذار

به شدت خسته ام از خود، به شدت خسته ام از تو

بيا اي جان بي ارزش، بيا دست از سرم بردار
خدا مي داند اي مردم، دلم چون ساقة گندم

نمي رقصد بجز با گل، نمي ميرد مگر با خار
نه با جن نسبتي دارم، نه از اقوام انسانم

مرا از من بگير و دست موجودي دگر بسپار

خودت بنشين قضاوت كن اگر تو جاي من بودي

چه مي گفتي به اين مردم، چه مي كردي به اين ديوار؟

خدايا گر چه كفر است اين ولي يك شب از اين شبها

فقط يك لحظه - يك لحظه - خودت را جاي من بگذار

 

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


مرده ام

از برای خود مرده ام و از برای تو زنده ام. نام و نشانم را از کف داده ام و حضورم تنها به خاطر توست. آموخته هایم را از یاد برده ام. و با شناخت تو دانشمند گشته ام. تمام توانم را از دست داده ام و از نیروی تو توانمند شده ام.

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


هوای حوصله

 نمی دانم امروز چندم جهنم است
نعشِ دوازده ستاره بر دوش دارم
سیر از گرسنگی ام
و هی به تو می اندیشم
هنوز رد پاهایت را به سینه قاب کرده ام
شب ها دلتنگی هایم را خواب می بینم
امروز
" حوصله ام ابری ست "
خدا کند که ببارم ...

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


شعر امید عزیزم
 

خدا حافظ , عزيز جان
تو را هم ميدهم از دست
نگو اين گفتن و رفتن
به چشم خيس من ساده است
خدا حافظ تو اي رويا
که ديگر دادمت از کف
منم ياسي که وا مانده
تو گوئي آخر جاده است
تو باور کن نگاهم را
که بعد رفتنت تر شد
نمي داني که شبهايم
چگونه بعد تو سر شد
تو را در عمق دستانم
تمنا کردم اما آه ه ه
تو را از دست من دزديد
دروغ يک حزام راه
تو را من در تن عمرم
سيه روزانه مي پوشم
براي بردنت از ياد
تمام عمر مي کوشم
خدا حافظ........

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


فقط به خاطر امید عزیز

بین این دو راهـی ســرد کاش دلت سـاده نبازه

آخـه قلب عاشق من واســـه تو پــره نـــیازه

بغض ایـن نفس تو سینه همه بستــه به نگــات

من و دل هر دو خـرابیــم عاشق چشــم سیاهت

تو تو سرزمیـــن سرمـا می کشــی درد جـدایی

غافلـم از اینکه اونجا تو دلـت داری خـــدایـــی

من تموم رندگیت تو، من دلم مــــرده حرفـــات

آخه این فاصـــله تا کی میشــینه به پای دردات

خودتو اشک دو چشـــمت من و این فاصــله من

کاش میشد فقط میدیدی چی گذشت توی دل مـن

شــهره شــهر چشـــامی عاشق یه عشق خامی

بی تو من نفــس ندارم بگو همیشه تو باهــامی

هر چی از تو من کشیدم حقـــمه حرفی نـــدارم

آخه جـــز تو توی دنیا دیگـــه هیچکسی ندارم

دلمـــو بــخوای میارم زیر پـــای تو میــذارم

دست من نیست چه کنم من، عاشقونه تو رو دارم

این دفعه امــون بده تا رد بـــشم از دل ســرما

عاشقم من عاشقم باش تا که ما بشـیم تو گـرما

باز سحر شد و دل من باز دوبــاره بیـــقراره

چاره ای نــداره اما تو رو تو نـــامه مــیذاره  

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


هنوزم دوستت دارم غریبه ...

چه صادقانه پذيرفتم ...

 

 

 چه فريبنده آغوشت برايم باز شد ...

 

 

 چه ابلهانه با تو خوش بودم ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 چه كودكانه همه چيزم شدي...

 

 

 

چه زود نيازمندت شدم...

 

 

چه حقيرانه تركم كردي...

 

 

چه ناجوانمردانه واژه غريب خداحافظي به ميان آمد...

 

 

چه بي رحمانه من سوختم ...

 

 

ولي هنوزم دوستت دارم غريبه ...

 

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


دوری تو

تو تنها ماندی و من رفتـــــم از یـــاد

فلک آمــــــوخت ما را رسـم بـــیــداد

ندانستم که روزی سنگ و فرســنگ

کـند ما را جدا ، فریــــــاد، فریــــــــاد

 

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


تکیه به شونه هام نکن

   

تکيه به شونه هام نکن، من از تو افتاده ترم، ما که به هم  نميرسيم بسه ديگه بزار برم، کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم، حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم، من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها، نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها، من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم، قشنگيه قسمت ماست، که ما به هم نمي رسيم؟؟؟

.................................................
نوشته شده توسط مرجان تنها | لينک ثابت | موضوع: |


خدا رو دوســـــت دارم چون *آي ديش* همیـــــشه روشــــنه
خدا رو دوسـت دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميــــــده
خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه
خدا رو دوست دارم چون هيچ كســـي رو *ايگنور* نمي كنـــه
صفحه اصلي

اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد ! تماس با مدير سايت ! لينک  گزارش مشکل

مسافر عشق
پسر كوهستان (خیلی باحاله)
اشک سرد
جاوا. جوک. شعر. عکس
علی آقا (lllloooollll)
بهترین ها از زبان مرجان
سکوت ( آخرشه )
دروغکی عاشق نشو
حکم مرگتونو امضا کنید
م ه ر ب و ن س ل ا م
خانوم خانوما
غم های محمدرضا (wwwooww)
رامین (واااااااااااااااای)
شاهراهی به کمال (از دستش ندی)
فقط و فقط نینورتا
عاشقانه های کامران جون
شبگرد لوتی
رامین عزیز در مشکی پوشان عاشق
مشکی پوشان عاشق (ترکونده)
داداش خوبم مرتضی دلگشا سعدی
بهترین و جدیدترین آهنگها
یه قناری با سر شیر!!!
مهرشاد عزیز در جزیره
سايتي براي دانلود نرم افزار مجاني
Powered By
لينک  گزارش مشکل منبع كدهاي جاوااسكريپت